سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

77

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

تتمّة اذا دلّت كلمة على حدث ماض و لم تقبل التّاء كشتّان او على حدث حاضر او مستقبل و لم تقبل لم كاوّه فهى اسم فعل ايضا قاله المصنّف فى عمدته . ترجمه و شرح : مصنّف گويد : اگر امر براى نون تأكيد جائى در آن نباشد اسم است نه فعل . شارح گويد : مقصود از « امر » كلمه‌اى است كه معناى امر را مىفهماند و مراد از « معناى امر » طلب ايجاد چيزى است چه آنكه « امر » داراى معانى متعدّد از قبيل : فرمان ، طلب ، شيئ ، و هول و غير اينها بوده ولى همانطورى كه گفته شد منظور از آن در اينجا همان معناى اصطلاحى آن يعنى طلب ايجاد چيزى مىباشد و حاصل كلام آنكه بسا كلمه‌اى است كه معناى طلب ايجاد شيئ را افاده نموده ولى قابليّت براى الحاق نون تأكيد در آن نيست همچون اسماء افعال به معناى امر نظير : رويد به معناى ( امهل ، مهلت بده ) يا صه ( اسكت ، سكوت نما ) يا حيّهل ( ايت ، بياور ) بايد گفت : اين قسم از كلمات امر نبوده بلكه اسم هستند . سپس شارح گويد : كلمه « حيّهل » لفظى است مركّب از « حىّ » و « هل » به معناى « اقبل » يعنى بياور . پس از آن مىافزايد : همانطوريكه گفته شد كلمه‌اى كه داراى معناى امر بوده ولى نون تأكيد قبول نكند امر نيست اكنون مىگوئيم : در مقابل اگر كلمه‌اى نون را پذيرفت ولى معناى امر را نداشت فعل امر